دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
246
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
در آيات اوّل سورهء مؤمنون اين دو مرحله مشخص شده ، چون در اين آيات به مرحلهء قبل از ولوج روح با تعبير خلقت ياد شده و بعد از ولوج روح به عنوان ان شاء و ايجاد . امّا راجع به مرحلهء اوّل و اينكه عناوينى كه در قرآن آمده تحت عناوين قتل نفس و قتل اولاد و يا انسان صادق باشد مشكل است چون نفس همانطور كه از مفردات و لغتهاى ديگر استفاده مىشود به معناى روح و جان و معانى ديگر كه آمده بر جنين قبل از ولوج روح اطلاقش مشكل است و ولد هم به معناى مولود و يا چيزى كه ولادتش نزديك است اطلاق شده و انسان هم به معناى آدمى و بشر آمده اطلاق اين واژهها و عناوين بر جنين قبل از نفخ روح مشكل است . لكن در همين مورد هم مىتوان ادعاى اجماع فريقين اعم از متقدمين و متأخرين نمود بر اينكه اسقاطش حرام است و ما نمونههايى را نقل كرديم و روايات هم نيز متواتر است . تاكنون هيچكس از علما هم فتوا به جواز نداده جز در موارد ضرورت و آن هم با توجّه به مسئله اهم و مهم و ترجيح جانب اهم كه اصلى عقلايى و پذيرفته شده است و در عين حال وجوب ديه بر سقطكننده مسلم است . ولى شايد مهمترين دليل در اين زمينه همان روايتى باشد كه ابتدا تحت عنوان « مرحله تكوّن انسان » ذكر كرديم كه اين روايت از نظر سند و دلالت ، براى مدّعا خوب است . سند روايت اينگونه است : علي بن ابراهيم عن ابيه ، عن ابن محبوب ، عن عبد اللّه بن غالب ، عن ابيه ، عن سعيد بن المسيّب ، قال : سألت علي بن الحسين عليهما السّلام . چون از نظر سند علاوه بر توثيقى كه در خصوص حسن بن محبوب كه از اصحاب اجماع است و به قول كشّى در ( ص 466 رجال كشى ) « هو ممن اجمعت العصابة على تصحيح ما يصحّ عنه » و عبد اللّه بن غالب و سعيد بن مسيب شده ، نقل على بن ابراهيم بن هاشم اعتبار روايت را تضمين مىكند . و از نظر دلالت هم امكان دارد مورد اطمينان باشد ، چون امام چهارم عليه السّلام مىفرمايد : تحول و دگرگونى در مراحل جنين قبل از ولوج روح به وسيله روح انجام مىگيرد و صريحا حضرت استدلال مىكند كه اگر روح نداشت اين تحول ايجاد نمىشد بنابراين ،